تبليغاتX
~¤®§][ هر چی تو بخوای اینجا هست ][§®¤~









~¤®§][ هر چی تو بخوای اینجا هست ][§®¤~

~¤®§][ بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است ][§®¤~



+ نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 1:19 توسط ღ Kahroba ღ |


 

دلــم بدجــوری گـرفتــه ، خیلــی خیلــی خیلــی زیـاد ...

این شعر تقدیم به دوستان گلم که مثل من دل گرفته هستن

(با تشکـر از دوست عزیـزی که این شعـرو واسم فرستـاد )

بیـقــرار تـــوام و در دل تنـگــم گلــه هـاست

آه بي تاب شدن عادت كم حوصلـه هـاست

مثـــل عكس رخ مهتــاب كــه افـتـــاده در آب

در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست

آسمــان بــا قفـس تنگ چـــه فـرقــي دارد ؟

بـال وقتـــي قفس پــر زدن چلچلـه هــاست

بــاز ميپرسمت از مسئلــه دوري و عشــق

و سكوت تـــو جـواب همـه مسئلـه هـاست

 



+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:32 توسط ღ Kahroba ღ |


 

سلام گلای گل منگلی خودم .. لُپ قرمزیآآآ  کاکُل زَریآآآ 

یکی کمک کنه .. حواسم نبود زدم قالب وبلاگمو پروندم ، متاسفانه ازش کپی هم نگرفته بودم

هر چی گشتم نتونستم یه قالب پیدا کنم که مطابق سلیقه ام باشه ...

حالا از شما دوستای گلم میخوام که کمکم کنین و چند تا سایت که قالبهای توپی داره بهم معرفی کنید ...

مشخصات قالبی که میخوام اینجوریه :

۱ـ پس زمینه قالب کاملا مشکلی باشه ، توش هیچ نقشی یا پرتره ای ، چیزی نباشه که نوشته ها بدرستی خونده نشه

۲ـ بالای قالب یه منظره ای چیزی باشه که هم جلف هم نباشه هم بچه گونه نباشه (یه چیز شیک و پیک دیگه) از این قالبهای لوسی که عکس یه دختر یا پسر میزارن هم بدم میاد

۳ـ قالبش طوری طراحی نشده باشه که نوشته ها ریز خونده بشه

۴ـ تا جایی که میشه تک ستونه باشه و فضا برای پست ها زیاد باشه

۵ـ ببینم مرام رفقا چقده

۶ـ دوستتون دارمآآآ اونم فتیر  اصلا منو ببین >  .. دلت میاد وبم قالب نداشته باشه ؟

۷ـ خیلی پرو شدم نه !!!؟؟

۸ـ دیگه خفه شم وگرنه خفم میکنین نه !!!؟؟

۹ـ خوب بوشه ...  اینم خفه ... فقط یادتون نره هاآآآ ... تو قسمت نظرات منتظرمآآآآآ  واسه آخرین بار منو ببین >>

۱۰ـ اوکی بای ...  ...  ...



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 6:45 توسط ღ Kahroba ღ |


 

دنیس انر متولد ۲۷ آگوست ۱۹۵۸ در میشیگان آمریکا می باشد. او در کودکی علاقه زیادی به گربه داشت و زمانی که به سن نوجوانی و جوانی رسید علاقه شدیدی به ببر پیدا کرد!

وی هم اکنون ۵۲ سال دارد اما چهره وحشتناکی پیدا کرده است چرا که در سال های گذشته دست به تغییر چهره خود زده و با جراحی ها و تاتوهای زیاد چهره خود را کاملا شبیه یک ببر کرده است.

برای دیدن عکس به ادامه مطلب بروید



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:52 توسط ღ Kahroba ღ |


سلام به همه دوستای گلم

امروز با یه پست جدید اومدم ، که ادامه پست قبلیه یعنی " شهرت با بعضی از آدمهای بی ظرفیت چه میکند = لیدی گاگا"

چند نفر از دوستان که اتفاقا از طرفداران پر و پا قرص خانم گاگا بودند در قسمت نظرات از این پست شدیدا انتقاد کردند و از اینکه من در مورد ستاره و ملکه موسیقی جهان (بقول خودشون) اینطوری حرف زدم بشدت عصبانی شدن (بماند انتقادهایی که با حرفهای رکیک همراه بوده که یک بقولا ستاره ای که اصلا از وجود این دوستان هم خبر نداره به منی که حداقل دوست و یا هموطنشون بودم ترجیح دادن)

من بی دلیل حرفی نمیزنم و یا پستی نمیزارم . بدون تحقیق بر علیه کسی حرف نمیزنم . حالا این که من اون سری تحقیقاتو اینجا نیاوردم ، دلیل نمیشه که شماها بگین از روی نادانی و حسادت و ... بر علیه ایشون حرف زدم .

میخوای تویی که شدی وکیل مدافع خانم گاگا ، روشن بشی ؟ و بدونی دنیا دست کیه ؟ که بخاطر چهار تا نتی که مغزتو میبره تو ابرا اینطوری واسه کسی سینه سپر نکنی ؟

قبل از اینکه کاملا واست جا بیفته که چی به چیه ، باید بگم ؛ من نه آدم خیلی مذهبی هستم نه سیاسی و یا نه هر چیز دیگه که شما نسبت دادین .. یکی هستم مثل خود شما ، معمولیه معمولی .. منتها ...!! بهتره دیگه چیزی نگم . بریم سراغ بحث خودمون ...

حتما یه سر به پست نشانه شناسی و نمادهای فراماسونی ویدیوهای لیدی گاگا هم بزن

برای ورود به پست ذکر شده >> اینجـــــا << را کلیک کن

برو ادامه مطلب و بخون



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 20:4 توسط ღ Kahroba ღ |


مادر ...

تو کتاب نامکتوب مرارت هایی ، تو دیوان محبت هایی ، تو ناب ترین واژه شعر خلوصی ؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ای قصیده بلند عشق ؛ ای عاشقانه ترین غزل ؛ ای مثنوی رنج ها ؛ تو بیت الغزل از خود گذشتگی هستی ؛ تو قافیه احساس قلب منی ؛ تو منظومه بلند فضیلت هایی تو بهترین بیت رباعی محبتی ...

مادر ...

شعر وجود تو را ، واژه واژه می نوشم و رعناترین غزال غزل هایم را به سویت روانه میکنم. دو بیتی های احساسم را همراه با شادمانه ترین ترانه فصل های زندگی ام ، نثار دل بهاری ات میکنم.

ای بهترین شعر زندگی ، روزت مبارک باد ...

 



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 2:59 توسط ღ Kahroba ღ |


 

ایرج قادری کارگردان و بازیگر ارزشمند ایران درگذشت

ایرج قادری بازیگر و کارگردان مشهور ایرانی                                          

شامگاه شنبه 16 اردیبهشت در بیمارستان مهراد در گذشت                 

                    برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:44 توسط ღ Kahroba ღ |


استفانی جوآن آنجلینا جرمنوتا اسم واقعی لیدی گاگا است. وی نام مستعار خود را از ترانه معروف گروه کویین به نام Radio Ga Ga الهام گرفته‌ است. لیدی گاگای معروف قبل از رسیدن به این نقطه و شهرت كنونی اش روش زندگی كاملا متفاوتی داشت. او دوران مدرسه را در دبیرستان سكرد هارت در نیویورك گذراند. پوست برنزه و موهای بلند قهوه ای و گونه های صورتی از استفانی جرمنوتا (لیدی گاگا) یك دختر زیبای دوست داشتنی ساخته بود با نگاهی سریع به یکی از این عکس های قدیمی وی که متعلق به سال ۲۰۰۴ است لیدی گاگا را در یک لباس معمولی و یک ژاکت زیپ دار و کفشهای ورزشی در کنار دوستان مدرسه اش می بینید. او اکنون به جای این کفش ها ، از چکمه های چرمی پاشنه ۲۴ اینچی استفاده می کند.

۱ لیدی گاگا قبل و بعد از رسیدن به شهرت

لیدی گاگا بعدها از خط چشمهای پهن استفاده کرد اما در عکسهای سال ۲۰۰۶  علی رغم این آرایش هنوز هم چهره اش طراوت و شادابی و زیبایی طبیعی اش را دارد. او بعدها بعد از اینکه شخصی وی را با امی وین هوس اشتباه گرفت موهایش را بلوند کرد و گفت میخواهم بخاطر چهره خودم مرا بشناسند. او بعد از این سالها هر سال بر عجیب و غریبتر شدن ظاهرش افزوده است.

برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید ...



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 13:10 توسط ღ Kahroba ღ |


 عکس این خانم رو ببینید تا به قدرت آرایش زنانه پی ببرید  

برو ادامه مطلب و عکسها رو کامل ببین



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:53 توسط ღ Kahroba ღ |


به نقل از دیلی میل: این زنان که همگی از هنرمندان معروف جهان می باشند بیشترین جستجو را به شرح زیر در گوگل داشتند .

به ادامه مطلب مراجعه کنید



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 5:12 توسط ღ Kahroba ღ |


+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 6:4 توسط ღ Kahroba ღ |


 

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید و یه دل سیر بخندین



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 2:15 توسط ღ Kahroba ღ |


 

 

برای دیدن تمامی عکس ها به ادامه مطلب بروید

 



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:26 توسط ღ Kahroba ღ |


 

از اسمش پیداست چه پستیه دیگه  یه سری از آفایی که تو یاهو مسنجر واسم اومده و بنظرم جالب اومدن گذاشتم ... امیدوارم خوشتون بیاد

دلم از نبودنت پر است ، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد

باشه ، من به تو نمیام ، اما دمت گرم حداقل تو به خودت بیا

عجب روزگاريست! هیچکس به سکوت آدم نمیرسه همه منتظرن به فریاد آدم برسن

من در چشمانت خانه کردم ، پلک نزن خانه خرابم میکنی

اونایی‎ که‎ تو و‎ برخورد‎ اول‎ ازشون‎ بدت‎ میاد‎ یه‎ روزی‎ بهترین‎ دوستت‎ میشن‎

بقیه متن را در ادامه مطلب ببینید

 



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 1:1 توسط ღ Kahroba ღ |


 

امروز یه خبر خیلی بد رو خوندم. واقعا متاثر شدم. من خبر نداشتم. وقتی این خبر رو دیدم شوکه شدم.

در گذشت ساناز کیهان بازیگر سریال خط قرمز

ساناز کیهان  هنرمند جوان سینمای ایران در بهشت زهرا به آغوش خاک پناه برد و برای همیشه آرام گرفت.

دی ماه سال پیش اتفاق افتاد ، پس چرا من چیزی نشنیدم ..!!؟

 

وی در ساعت ۱۲ شب یکشنبه ۲۵ دی ماه ۱۳۹۰ به دنبال یک سانحه رانندگی و در اثر برخورد خودروی وی با یک درخت و در مقابل حسینییه ارشاد تهران در دم جان باخت .

زنده ‌ياد ساناز کیهان موقع تصادف مرگبار همراه دوستانش در اتومبيل بود.

خاکسپاری این بازیگر که در سریال "خط قرمز" ایفای نقش مقابل شهرام حقیقت‌ دوست را بر عهده داشت ، روز گذشته در قطعه دو ردیف ۱۲ بهشت زهرا انجام شد .

بقیه متن + عکس ها را در ادامه مطلب ببینید ...



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:10 توسط ღ Kahroba ღ |


 

در این پست سعی دارم لیست چند تن از کسانی را بیاورم که شگفتی جهانیان را برانگیختند و نام خود را در کتاب رکورد داران گینس و یا در اذهان به ثبت رسانده اند . البته این یک پست دنباله دار است و فعلا قسمت اول اونو میزارم ...

یه نکته کوچیک بگم و بعد بریم سراغ این مطلب ؛ بعضی از دوستان در قسمت نظرات عنوان کرده اند که پست ها و نوشته های من کپی هستند . ۲ جواب واسشون دارم :

۱ـ بعضی از نوشته ها (شعرها ، دلنوشته ها ، درد و دل ها و ...) نوشته خودم هستند و به قلم خودم و اگر در وبلاگ یا سایت دیگه ای اونا رو دیدین و یا خوندین بدونین که از وبلاگ من کپی شده اند و منبع شون همین وبلاگه .

۲ـ قبول دارم بعضی پست ها کپی هستند منتها ، من همیشه سعی کرده ام وقتی میخوام یه پست کپی شده رو بزارم تو وبلاگم تمام سعی مو میکنم که کامل و جامع باشه ، از چندین سایت و وبلاگ اونا رو جمع میکنم و یک مطلب کامل میزارم . واسه اینکه اگه کسی دنبال مطلبی گشت نخواد ۲۰ تا لینک و باز کنه تا به چیزی که میخواد برسه ... مثلا همین پست من بیش از ۱۰ تا وب رو گشتم تا تونستم یه مطلب کامل بزارم اینجا البته این پست ادامه داره و فعلا قسمت اولش رو گذاشتم (امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم)

و اما ... دوست عزیزم ؛ اگه شما میدونستین من واسه نوشتن یک پست چقدر وقت میزارم و حساسیت بخرج میدم هیچ وقت این حرف رو نمیزدین ...  بیخیال

حالا برین سراغ این پست ... برین ادامه مطلب و بخونین ...



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 10:55 توسط ღ Kahroba ღ |


 

سرنوشت برخی از افراد و بازماندگان کشتی تایتانیک

سرنوشت برخی از بازماندگان کشتی تایتانیک
 
مجلل ترین کشتی جهان که همانند یک ناو جنگی ساخته شده بود به همراه کار آزموده ترین کاپیتان آن زمان و خدمه اش در شبی مهتابی در آب های آرام به پیش می رفت. یکصد سال پیش در شبی سرد سرنوشت نهایی تایتانیک و بیش از 1500 مسافر آن رقم خورد و یکی از بزرگترین معماهای جهان را بر جای گذاشت : چطور چنین فاجعه ای رخ داد؟ سوالی بزرگ که تا به امروز بدون پاسخ باقی مانده است. آن هم سوال درباره سفینه ای که اغلب مردم اعتقاد داشتند هرگز غرق نمی شود .
 
کسی خبر غرق شدن کشتی تایتانیک را باور نمیکرد آن هم بعد از آن همه تبلیغات در مورد آن و در اولین سفر دریایی اش . روز شانزدهم آوریل 1912 یعنی دو روز پس از غرق شدن تایتانیک، یک روزنامه امریکایی نوشت : ظاهرا تایتانیک تصادم جزیی کرده که فورا آن را مرمت کرده اند. هیچ کس جرات نمیکرد خبر غرق تایتانیک را بنویسد چون تایتانیک کشتی شکست ناپذیر نامیده شده بود. نخستین روزنامه ای که جرات کرد خبر غرق تایتانیک را بنویسد نیویورک تایمز بود. سردبیر روزنامه چند طبقه از یک هتل نزدیک به بندر را اجاره کرد و دهها عکاس و خبرنگار را در آن جای داد. آمریکا دچار هیجان سختی شده بود. چند روز پس از رسیدن نجات یافتگان، کمیسیون ویژه ای از سناتورها تشکیل شد تا ماجرا را دقیقا بررسی کنند. ماهها افکار عمومی ‌آمریکا و اروپا درباره تایتانیک حرف میزدند و جراید صفحات کاملی به این حادثه اختصاص دادند. خاطرات نجات یافتگان به تدریج چاپ شد. بعضی جراید قهرمانی بانو استراس را ستایش میکردند که شوهرش را ترک نکرد و با هم به اعماق اقیانوس رفتند. بعضی جراید نیز از بروس اسمی‌ نوشتند که ارباب خط کشتیرانی ستاره سفید بود و تایتانیک متعلق به او . او تنها سوار یک قایق نجات شده و زود جانش را نجات داد بدون آنکه به دیگران فکر کند.
و اما سرنوشت برخی از افراد : ....
 
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید


{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 13:37 توسط ღ Kahroba ღ |


 

اگـر عکس بـاز نشد اینجــا و یـا اینجــا را کلیک کنید



{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 15:36 توسط ღ Kahroba ღ |



 

سلام به دوستای گلم ...

امروز با یه آپ جدید اومدم پیشتون و چون چند روز بیشتر به عید نمونده تصمیم گرفتم یه مطلب بزارم که یه جورایی با عید مناسبت داشته باشه در واقع یه خاطره هست ، البته خاطره که نمیشه گفت ... اصلا بزارین واستون تعریف کنم تا خودتون متوجه بشین ...

امروز عصر تصمیم گرفتم با دوستام یه دور تو خیابون بزنم و اگه احیانا چشمم به یه لباس یا کفش یا ... که خوشم اومد خورد ، بخرمش ...

خلاصه با دوستام راه افتادم و رسیدیم به یکی از مراکز خرید شهر (20 متری سینما سعدی) ، ماشین و با هزار بدبختی یه جا پارک کردیم (جا کردیم) و پیاده رفتیم و یکی یکی مغازه ها رو میدیدیم ...

میدیدم که مردم با کلی ذوق و شوق و صد البته طمع خریدهای آنچنانی میکنن ، یهو یه موزیک خیلی خوشکل توجه منو به خودش جلب کرد ... موزیک زنده ...

همین طور که دنبال صدای موزیک میگشتم از دوستام عقب افتادم ...

چند قدمی که این ور و اونور رفتم و چشم چرخوندم 2 تا جوون خیلی خوش اندام و خوش تیپ رو دیدم که اگه در اون حالت نمی دیدمشون صد در صد فکر میکردم از بچه پولدارای بالا شهری هستن ...

یکی شون تنبک میزد و یکی دیگه آکاردئون و یه میکروفن هم جلوی دهنش بود . شکه شدم .. واقعا عجب صدایی داشت اصلا ماتم برده بود .. میخوندن و میزدن و بین مردم راه میرفتن. یه لحظه بشدت دلم گرفت ...

واقعا حیف این جوون ها با همچین صدا و استعدادی بود که بخوان اینجوری تو خیابون واسه یه اسکناس (پاره پوره) غرورشونو زیر پا بزارن و بخونن. درسته که میگن کار عیب نیست ولی هر آدمی توی یه سنی غرور خاصی داره که بعنوان غرور جوونی یاد میشه. چند دقیقه به کنسرت دو نفره خیابونی اونها زل زده بودم و یهو  با تنه یه عابر پیاده از عالم خودم اومدم بیرون ...

و نگاهم به صورت های مردمی که تماشاگر اون کنسرت کوچیک بودن افتاد. عکس العمل های مختلفی رو میشد تو چهره ها ببینی ...

تمسخر ، بی تفاوتی ، لبخندهای چندش آور و خیلی کم نگاههای متفکر و مشتاق و ...

صد در صد برای پول اون کار رو میکردن ، دست کردم تو جیبم و یه اسکناس 5 تومنی در آوردم و شدیدا دودل بودم که آیا اینکارو بکنم یا نه !! آیا بهشون بر نمیخورد که من بخوام جلوی عده زیادی بهشون پول بدم !!؟ واسه همین از دو تا آقایی که پشت سرم ایستاده بودن و نیشخند چندش آوری بر لب داشتند پرسیدم که : واسه پول میخونن دیگه نه ؟ اونا هم با عریض کردن نیشخندشون گفت آره دیگه ..!!

با کلی دودلی و تردید جلو رفتم و در حالی که وانمود کردم میخوام با پسری که میخوند حرف بزنم اسکناس رو دادم به دستش ، ولی اون طوری اسکناس رو نگاه کرد که همه متوجه شدند و بعد بهم گفت: خدا برکت بده ...

.

.

یه نگاه به مردم دوروبرم کردم قیافه ها و عکس العمل ها مختلف بود : بعضی ها خنده رو لبشون ماسید ، بعضی ها که فکر کنم وضعشون از بیخ خراب بود نیشخنداشون بیشتر شد و بعضی ها هم که کلا واسشون مهم نبود و هیچ حسی و نمیشد تو قیافشون دید ...

دیگه صبر نکردم ، میدونستم خیلیا پیش خودشون چه فکرایی در موردم میکردن ...

همین طور که دورو دور تر میشدم صدای اونا هم کمتر و کمتر میشد و بعد از چند دقیقه کلا دیگه به گوشم نرسید ...

بلاخره به جمع پر سر و صدای دوستام رسیدم و باز هم برگشتم تو دنیای بی خیالی و بی تفاوتیه آدمها ...

 



+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 12:9 توسط ღ Kahroba ღ |


 

مگسی را کشتم  ...

نه به این جرم که حیوان پلیدی است ، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم !!

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود ...

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشتم ...!

(حسين پناهی)



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 4:21 توسط ღ Kahroba ღ |




درباره وبلاگ


فـعـلا چـیــــز خـــاصـــیـــــ واســـه گـفــتــــنـــــــ نـــدارمـــــــــ

آدرســــ پـروفــایلـــمـــــــ :

http://kahroba0711.blogfa.com/profile


منوی اصلی

صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
رای به وبلاگ

جدیدترین مطالب



دلم خیلی گرفته
کمک ... کمک
زنی که شبیه ببر است
لیدی گاگا ، عروسک خیمه شب بازی ایلومناتی ها
مادرم روزت مبارک باد
ایرج قادری کارگردان و بازیگر ارزشمند ایران درگذشت
شهرت با بعضی از آدمهای بی ظرفیت چه میکند = لیدی گاگا
معجزه آرایش (خیلی جالب و تعجب آوره) + عکس
جستجو شونده ترین زنان جهان در اینترنت

آرشیو


اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389

موضوعات


ღ طنـز ღ
ღ شعـر ღ
ღ عکـس ღ
ღ داستـان ღ
ღ آموزشی ღ
ღ سرگرمی ღ
ღ مطالب خبری ღ
ღ درد و دلهای کهربا ღ
ღ دانلود موزیک و ... ღ
ღ متــن های مختـلف ღ

نویسندگان

ღ Kahroba ღ
ღ دلـــربـا ღ

لینکهای روزانه
وبلاگهای برتر

پیوندها

ღ kahroba ღ
ღ Soheilll ღ
ღ Batanem ღ
ღ Aliotek ღ
ღ Mamad TiTi ღ
ღ Reza ღ
ღ Mansour ღ
ღ کـلـبــه آرزوهام ღ
ღ قلـب گـریـون ღ
ღ در راه شب ღ
ღ کهـــربا ღ یاشــار
ღ قاصدک و طوفان ღ
ღ دانلود بهترین آهنگها ღ
ღ بنام تک پرستوی عشق ღ
ღ سلطان عشق ღ
ღ شادونک ღ
ღ بهشت شوکــا ღ
گالری عکس
قالب وبلاگ


طراح قالب بلاگفا